خرید بک لینک

داستان های زیبای حضرت سلیمان علیه السلام  ۱

داستان های زیبای حضرت سلیمان علیه السلام ۱

سوره سی وهشت صاد
[اين] كتابى مبارك است كه آن را به سوى تو نازل كرده‏ ايم تا در [باره] آيات آن بينديشند و خردمندان پند گيرند (29)
و سليمان را به داوود بخشيديم چه نيكو بنده‏اى به راستى او توبه‏ كار [و ستايشگر] بود (30)
هنگامى كه [طرف] غروب اسبهاى اصيل را بر او عرضه كردند (31)
[سليمان] گفت واقعا من دوستى اسبان را بر ياد پروردگارم ترجيح دادم تا [هنگام نماز گذشت و خورشيد] در پس حجاب ظلمت‏ شد (32)
[گفت اسبها] را نزد من باز آوريد پس شروع کار كرد به دست كشيدن بر ساقها و گردن آنها [و سرانجام وقف كردن آنها در راه خدا] (33)
و قطعا سليمان را آزموديم و بر تخت او جسدى بيفكنديم پس به توبه باز آمد (34)
گفت پروردگارا مرا ببخش و ملكى به من ارزانى دار كه هيچ كس را پس از من سزاوار نباشد در حقيقت تويى كه خود بسيار بخشنده‏اى (35)
پس باد را در اختيار او قرار داديم كه هر جا تصميم مى‏ گرفت به فرمان او نرم روان مى‏شد (36)
و شيطانها را [از] بنا و غواص (37)
تا [وحشيان] ديگر را كه جفت جفت با زنجيرها به هم بسته بودند [تحت فرمانش درآورديم] (38)
[گفتيم] اين بخشش ماست [آن را] بى‏شمار ببخش يا نگاه دار (39)
و قطعا براى او در پيشگاه ما تقرب و فرجام نيكوست (40)

برچسب: نویسنده: سام سامانی تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 15:40

صفحه بندی